تبليغاتX
adamakesokot



 


گمان می کنم دیشب خواب رنگ پریده ی واژه ای را دیدم
یا پرنده ای بی پر در آسمان هفتم
یا پنج شنبه ای از اضطراب و پروانه
یا زمستانی نوزاد
حالا لحجه ام سبز شده
و چشم هایم لای خواب دیشب جا مانده
هیچ کس نمی پرسد چرا سیاه می پوشم
چرا سیاه می نوشم
چرا دست هایم بوی ترانه گرفته
هیچ کس دلش برای پاییز پریروز تنگ نمی شود !
می خواهم بروم برای ایینه گریه کنم
گاهی که صبح و ستاره به دیدنم می ایند
و آسمان بنفش می شود
یادم می افتد که چه نسبت محرمانه ای با کلمه دارم و یاد تو می افتم که همیشه حال مرا از ایینه می پرسیدی بعد از تو کسی بی ابهام از کنار باران عبور نمی کند

مثل تمام پنج شنبه هایی که قد می کشند و جمعه می شوند
و من فکر می کنم آخرین بوسه ات
روی کدام انگشتم بود
باز صدایت راه می افتد و نام من پرنده می شود
باز ایینه دست هایش را برای گریه های من تعبیر می کند
حالا تو هی بهانه بیاور
کنار همیشه نیامدنت باران به لکنت می افتد
و با بونه و بوسه سبز می شود
چه قدر آواز ، کف گلویم
چه قدر قمری کف دستم
دیگر نبودنت را بهانه نمی گیرم
به جان همین چراغ ، مخاطب ، به جان همین شعله
دیگر نه بی قراری من و کلمه
و نه بی تفاوتی کسی که تویی
اهمیت دارد
نه لب بی تبسم مهر ماه
نه سکوت بی روزن این جمعه
فقط بگذار ببوسمت
نمی دانی چه قدر آواز ، کف گلویم
و چه قدر قمری ، کف دستم
اگر مهر ماه سیگار بخواهد تعارفش می کنم
چون خواب دیده ام پاییز نوزاد آغوش من بزرگ می شود
صدای ساز می اید
صدای انگشت های تو روی نت های سکوت
نمی دانی چه قدر اضطراب پشت پلک هایم یخ زده
اصلا بگذار اعتراف کنم که می ترسم

هم از مرگ فنجان لب طلایی ام
هم از مرگ عنکبوت ماده
و هم از این شب که سرگیجه گرفته و هی می چرخد
از همان وقتی که سیاه می پوشم می ترسم
از همان وقتی که سیاه می نوشم می ترسم
و ترس پشت پلک این شمع شکل تو می شود
و باز رؤیای خیس آمدنت و باز باران پشت همیشه ی آسمان
اصلا چه کسی گفته هفت آسمان بالای سر من باشد ؟

اگر من آسمان نخواهم باید پیش کدام خدا بروم ؟

به فرض کنار همین شب دیوانه
رو به پنجره بمیرم
کدام آسمان کدام خدا سیاه می پوشد ؟

چه کسی می پرسد چند سال قبل از مرگش مرده بود ؟

اما دلم می خواهد
تو شب هفت مرا در آسمان هفتم بگیری
و رنگ چشم هایت لباس بپوشی
و دست هایت بوی ترانه و موسیقی بدهد
ایینه به خواب رفته است مخاطب
دیگر برای که گریه کنم ؟

دوم آذر ماه ، پنجم پنجره ، هفتم آسمان ، دهم بهمن
این روزها در تقویم هیچ خدایی ثبت نشده ... !!

فقط تو می دانی و من .....
بگذار ببوسمت
لب هایم پر از ستاره و دوستت دارم است
لب هایم پر از حروف اشاره ، حروف نام تو
حالا مرا ورق بزن ... دختر صفحه ی بعد سطر اول می نشیند
آن قدر منتظرم تا به سطر دوم بیایی بی بهانه ، بگویی دوستت دارم !!! و نقطه
مرا ورق بزن...

 

با سقوط دستای ما در تنم چیزس فرو ریخت " هجرتت اوج صدامو از فراز شاخه آویخت...

ای زلال سبز جاری" جای خوب غسل تعمید" بی تو باید مرد و پژ مرد " زیر خاک باغچه پوسید...

فصلی که من با تو ما شد " فصل سبز خواهش برگ " فصلی که ما بی تو من شد" فصل خاکستری مرگ...

تو بگو جز تو کدوم رود " ناجی لب تشنگی بود؟ " جز تو آغوش کدوم باد" سایه گاه خستگی بود؟...

بی تو باید ... بی تو باید تا نفس دارم ببارم" من برای گریه کردن " شونه هات کم می آرم...

چشم تو با هق هق من  با شکستن آشنا نیست.! " این شکستن بی صدا بود" هر صدایی که صدا نیست..

ای رفیق نا خوشی هام" این خوشی باید بمیره... " جز تو همراهی ندارم تا شب از من پس بگیره..!...

با تو بدرور ای مسافر .. هجرت تو بی خطر باد

                                  پر تپش باشه دلی که .. خون به رگ های تنم داد

 ((  ش.ق ))

 

فکر تو را چرا کنم؟

خیال باطل شده ای

حرف تو را چرا زنم؟

سراب کامل شده ای

فکر مرا چه می کنی؟

حرف مرا چه می زنی؟

تو که برای لحظه ای پیش دلم نمانده ای

شعر مرا نخوانده ای

جواب نامه ی مرا

نداده ای

نداده ای

از این خیال بیخودی

چرا جدا نمی شوی

ز دام خواهش دلت

چرا رها نمی شوی؟

تو که ندیده ای که من

چگونه بیقرارتم

به هر کجا که می روی

چون سایه در جوارتم

تو که ندیده ای که من

تمام شب نخفته ام

وز غم آتشین خود

سخن به کس نگفته ام

برو برو که من دگر

از تو هم خسته شدم

نگاه کن

به کنج این قفس ببین

که مرغ پر بسته شدم

برو برو فکر مرا مکن دگر

حرف مرا مزن دگر

...

 

دلتنگ خواهم ماند...

           هميشه

            نه برای با تو بودن

                          برای...

                             براي دوست داشتنم...

                 برای

                         همه آن چيزهايی که نديدی...

 

                                                                      ...  ۸ /۱/ ۸۶   !

نوشته شده در پنجشنبه 1386/01/09ساعت 0:34 توسط pk |


__