تبليغاتX
adamakesokot


 

 

 

مثل اون وقتا هنوز دلم برات لک می زنه
حسرت داشتن تو ،‌پیر شده ، عینک می زنه

صورتم سرخ شده بود ،‌اما حالا کبود شده

جدایی یه عمر داره توی اون چک می زنه

اونی که من نمی خواستمش ولی منو می خواست

منو می بینه یه وقت ، دوباره چشمک می زنه

یادته مشروط دوست داشتن تو شدم یه عمر ؟

هنوزم کامپیوتر داره برام تک می زنه
حالا که گذشت و رفتی و منم تموم شدم

مث تو کی آدمو جای عروسک می زنه ؟

دیشب از خواب پریدم خوب شد ، آخه دیدم یکی
داره به ماشین تو ، هی گل میخک می زنه
تو که تنها نبودی ،‌یکی پیشت نشسته بود

بگذریم این دل من همیشه با شک می زنه

اونی که بهم می گفت دوست دارم دوسم نداشت

دیده بودم واسه ی دختره سوتک می زنه

باورت می شه هنوز عاشقتم اون روز خوب

دل هنوز واست « تولدت مبارک » می زنه

تو زیاد دوسم نداشتی ، خوب مقصر نبودی
کی میاد امضا زیر قول یه کودک می زنه ؟

نه که بچه ها بدن ،‌ پک و زلاله قلبشون
ولی نبض عقلشون یه قدری کوچک می زنه

فکر نکن فقط تویی رسمه یه وقتا حوصله

میره آسمون ، خودش رو جای لک لک می زنه

دختر همسایه مون ، نمی دونه دوس نداری

داره دور قاب عکست گل و پولک می زنه

نه که فکر کنی به تو نظر داره ، می کشمش

مثلا داره رو زخمام گل پیچک می زنه

کارش این نیس ، طفلکی شب تا سپیده می شینه

گل و بوته و شکوفه روی قلک می زنه

راستی من چرا تو نامم اینا رو به تو می گم

نمی گم گوشای رؤیام دیگه سمعک می زنه

جز واسه نوار تو که توش صدای نازته

به نفس هام طعم عطر سیب قندک می زنه

نامه مو جواب نده ،‌دوسم نداشته باش ولی

نذا اصلا نزنه قلبی که اندک می زنه

پیش هیچ کسی نرو ، حلقه دس کسی نکن

چون گناهه ، من هنوز دلم برات لک می زنه
  ....

 

 

وقتی از تو دل بریدم
جز خودت چیزی ندیدم
پی هر کسی که رفتم
آخرش به تو رسیدم
حالا که رفتم و گشتم
می بینم تکی تو دنیا
نمی شه تو رو عوض کرد
حتی با شبای رؤیا
انگار آسمون نمی خواس
ببینه ماها رو با هم
یادته لحظه ی آخر
زیر اون بارون نم نم
گل سرختو گرفتی
دادی دستم گل مریم
حالا که رفتم و گشتم
می بینم تکی تو دنیا
نمی شه تو رو عوض کرد
حتی با شبای رؤیا
دس من نبود نه از تو
بلکه از خودم گذشتم
با یه خورجین پر غربت
پی سرپناه می گشتم
همه چیم ولی تو بودی
جنگلم کوهم و دشتم
عشقتو خواستم بذارم
لای خاطرات دفتر
اما یاد تو نمی گذاشت
میومد دوباره از سر
توی یک غروب جمعه
اصل مطلبو نوشتم
پی هیچ کس نمی گردم
چون تویی اول و آخر
حالا که رفتم و گشتم
می بینم تکی تو دنیا
نمی شه تو رو عوض کرد
حتی با شبای رؤیا
دریاها هنوز کبودن
بعضیا هنوز حسودن
هم واسه تو می نویسم
هم اونایی که نبودن
حالا که رفتم و گشتم
می بینم تکی تو دنیا
نمی شه تو رو عوض کرد
حتی با شبای رؤیا
اسمتو ، عشقتو رفته
تو رگ و تو خون و ریشه
یادته خواستی بمونم
ناله کردم که نمی شه

حالا عمریه اسیرم

توی دام زرد غربت

اما اسمشه که نیستی

با منی همش همیشه

حالا که رفتم و گشتم
می بینم تکی تو دنیا
نمی شه تو رو عوض کرد
حتی با شبای رؤیا
من که تقصیری نداشتم
تلخه قانون جدایی
من و تو سرش نمی شه
می زنه چه تیشه هایی
من که چشمام توی غربت
هنوزم پیت می گرده
ولی حق داری بگی که
اینا حرفه ،‌ بی وفایی
حالا که رفتم و گشتم
می بینم تکی تو دنیا
نمی شه تو رو عوض کرد
حتی با شبای رؤیا
جرم ما چی بود عزیزم
که ما رو قربونی کردن

خودشون رهان و آزاد

ماها رو زندونی کردن

دل سنگشون نمی خواس

عاشق همدیگه باشیم

تو رو اونجا ، منو اینجا

ساکن بیرونی کردن

حالا که رفتم و گشتم
می بینم تکی تو دنیا
نمی شه تو رو عوض کرد
حتی با شبای رویا  ....

 

 

    ...



نوشته شده در پنجشنبه 1387/05/31ساعت 19:43 توسط pk |


__